هنرمندان ماندگار ایران زمین و شهر ما فریدونکنار

سلام به شما هنرمند گرامی ضمن خوش آمد گویی ّدوستان عزیز بعد از بازدید حتما نظرتون رو بدید تا استفاده کنم

قبل از اسلام خطوط مختلفی ار جمله میخی و پهلوی و اوستائی در ایران متداول بوده است با ظهور دین اسلام نیاکان ما الفبا وخطوط اسلامی را پذیرا شدند خط متداول آنزمان که نزدیک دو قرن قبل از اسلام شکل گرفته بود خط کوفی و نسخ قدیم بودکه از دو خط قبطی و سریانی اخذ شده بود در اوایل قرن چهارم سال 310 هجری قمری ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط اصول معروف شد که عبارتند از محقق – ریحان – ثلث – نسخ – رقاع و توقیع که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می باشد و برای این خطوط قواعدی وضع کرد و 12 اصل نوشت : ترکیب-کرسی-نسبت-ضعف-قوت-سطح-دور-صعود مجازی-نزول مجازی-اصول-صفا و شأن

بعد از ابن مقله ( حدود یک قرن) علی ابن هلال مشهور به ابن بواب برای خط نسخ قواعد جدیدی بوجود آورد و آنرا کامل تر کرد و بعد در قرن هفتم جمال الدین یاقوت مستعصمی به خطوط ششگانه یاد شده غنا و تکامل بخشید .

مقارن پیشرفت خطوط فوق، حسن فارسی کاتب، خط تعلیق را از خطوط نسخ و رقاع بوجود آورد که به نام ترسل نیز نامیده می شد

در قرن هشتم میرعلی تبریزی (850 هجری قمری) ار ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید خطی که حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است و نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد.

و باید اذعان نمود که بحق از زیباترین و ظریفترین ومشکلترین خطوط ایرانی و میتوان گفت که عروس خطوط ایرانی است
پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبدالله و بعد از او میرزا جعفر تبریزی و اظهار تبریزی در تکامل خط نستعلیق کوششها کردند تا نوبت به سلطانعلی مشهدی رسید که خدمات شایانی به این هنر اصیل نمود .

اساتید زیادی بعد از سلطانعلی مشهدی در تکامل خط مذکور زحمات فراوانی کشیدند که بعد از حدود یک قرن، خشنویس نامی و آشنای همه، میرعمادالحسنی ( 1024 هجری قمری) معاصر شاه عباس صفوی پا به عرصه ظهور نهاد که با نبوغ خود تغیرات و سبکی در خط نستعلیق بوجود آورد که هنوز از گذشت قریب 400 سال مورد استفاده و الهام بخش خشنویسان است او پایه خط را به جائی نهاد که از زمان پیدایش خط نستعلیق تا کنون هنرمندی خشنویس را یارای برابری با او نبوده است و همزمان او هنرمند بزرگ دیگری چون علیرضا عباسی رقیبی برای او بشمار می رفت که علاوه بر خط نستعلیق خفی و جلی در خط ثلث نیز استاد بود بطوری که قالب کتیبهه های مساجد و بناهای تاریخی اصفهان به خط ثلث و یا به سرپرستی او انجام شده است .

بطور کل قرنهای نهم ، دهم و یازدهم هجری قمری را میتوان قرنهای درخشان در هنر خوشنویسی دانست .

در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات از خط نستعلیق احداث گردید علت پیدایش آن تند نویسی و راحت نویسی و دیگر، ذوق و خلاقیت ایرانی می توانست باشد همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق ، ایرانیان به خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آنرا نیز بوجود آوردند .

خط شکسته نستعلیق به دست میرزا شفیعا هراتی کاملتر شد و درویش عبدالمجید طالقانی قواعد جدیدی وضع نمود و آنرا به کمال نوشت چهار تن ازخوشنویسان نامی که در چهار خط ثلث، نسخ، نستعلیق و شکسته نستعلیق به ارکان اربعه هنر خوشنویسی مشهور گشته اند عبارتند از :

در خط ثلث : جمال الدین یاقوت ( 698 هجری قمری)
در خط نسخ : میرزا احمد نیریزی (اواسط قرن 12)
در خط نستعلیق : میرعماد الحسنی (1024 هجری قمری)
در خط شکسته نستعلیق : درویش عبدالمجید طالقانی ( 1185 هجری قمری)

در قرن 13 در دوره قاجاریه خطاطان بزرگی پا به عرصه میدان نستعلیق و دیگر اقلام نهادند و سختیهای این هنر ظریف را بجان خریدند و در توسعه آن کوشیدند که اسامی معروفترین آنها از آن زمان تاکنون به شرح ذیل می باشد :

عباس نوری- وصال شیرازی- احمد شاملو مشهدی – فتحعلی حجاب – میرحسینی خوشنویس- اسداله شیرازی – میرزا آقا خمسه ای – ابوالفضل ساوجی – عبدالرحیم افسر – محمدحسین شیرازی – عبدالحمید ملک الکلامی – علی نقی شیرازی –

 

میرزا محمد ابراهیم تهرانی (میرزا عمو) – میرزا غلامرضا اصفهانی – میرزا محمدرضا کلهر- محمدحسین عمادالکتاب – مرتضی نجم آبادی – سیدحسن میرخانی – سیدحسین میرخانی – علی اکبر کاوه – ابراهیم بوذری – حسن زرین خط – غلامحسین امیرخانی – عباس اخوین – یداله کابلی خوانساری – کیخسرو خروش و ...

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

متولد 1309 در اصفهان. تحصیلات: فارغ التحصیل هنرستان هنرپیشگی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک. آغاز فعالیت هنری از سال 1339 با حضور در نمایش «ویلن ساز» کره مونا، از عمده نمایش هایی که کشاورز در آنها ایفای نقش کرده، می توان به اینها اشاره کرد:«آنتیگون»، «آندورا»، «ادیپوس شهریار»، «اشباح»، «افول»، «بازی استریندبرگ»، «بختک»، «چند لحظه تا مرگ»، «چوب به دست های ورزیل»، «دایی وانیا»، «دست بالای دست»، «دشمنان»، «دوزخ»، «عاشق مترسک»، «عروسی باقرخان»، «فرشته برف»، «کالسکه طلایی»، «لبخند باشکوه آقای گیل»،‌«سیاه زنگی دایره زنگی و مرد فرنگی»، «مترسک های شب» و ... کشاورز از سال 1347 به تلویزیون رفت و کارگردانی هنری قسمت هایی از سریال «خانه قمر خانم» را به عهده گرفت. وی همچنین در مجموعه هایی چون «دایی جان ناپلئون»، «هزاردستان»،‌«سربداران»،‌«سلطان و شبان»، «گرگ ها خاکستری رنگند»، «پدر سالار»، «نگاهی دیگر»، «وکلای جوان»، «کهنه سوار»، «جوانی»، «خانه ای در تاریکی» و ... حضور داشته است. کشاورز نخستین بار در سال 1343 با فیلم «شب قوزی» ساخته فرخ غفاری بازیگری سینما را تجربه کرد

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

 

img/daneshnameh_up/0/0d/Etesami.gif



پروین اعتصامی، شاعره نامدار معاصر ایران از شاعران قدر اول زبان فارسی است که با تواناترین شعرای مرد ، برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است.

رمز توفیق این شاعرارزشمند فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛ معجزه تربیت و توجه پدر اوست .

یوسف اعتصام الملک در 1291 هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و اصول و منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جزء کتابهای درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت .
کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال 1318 هـ.ق انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بیخبری عموم از اهمیت پرورش بانوان ، در جامعه ایرانی رخ می نمود.

اعتصام الملک از پیشقدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از پیشوایان تحول نثر فارسی است. چه او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ جهان، در پرورش استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش از 17 جلد کتاب در بهار 1328 هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی بنام (بهار) منتشر کرد که طی انتشار 24 شماره در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی- ادبی- اخلاقی- تاریخی- اقتصادی و فنون متنوع را به روشی نیکو و روشی مطلوب عرضه کند.


تصویر


زندگینامه

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد یافت و از ابتدا زیر نظر پدر دانشمند خود -که با انتشار کتاب (تربیت نسوان) اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود- رشد کرد.

در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد می آمدند بهره ها یافت و همواره آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار حیرت می ساخت. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمائی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت.

در تیر ماه سال 1303 شمسی برابر با ماه 1924 میلادی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد با موفقیت به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان" زن و تاریخ" ایراد کرد.

او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست سخن می گفت .
خانم میس شولر، رئیس مدرسه امریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند:

"پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود."

خانم سرور مهکامه محصص از دوستان نزدیک پروین که گویا بیش از دوازده سال با هم مراوده و مکاتبه داشتند او را پاک طینت، پاک عقیده، پاک دامن، خوشخو، خوشرفتار، در مقام دوستی متواضع و در طریق حقیقت و محبت پایدار توصیف می کند.

پروین در تمام سفرهایی که با پدرش در داخل و خارج ایران می نمود شرکت می کرد و با سیر و سیاحت به گسترش دید و اطلاعات و کسب تجارب تازه می پرداخت.

این شاعر آزاده، پیشنهاد ورود به دربار را با بلند نظری نپذیرفت و مدال وزارت معارف ایران را رد کرد.

پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت.
شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت.

با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.
در سال 1314 چاپ اول دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت.
، پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار خود نیز ادامه می داد. تا اینکه دست اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت. بهرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری حصبه در تهران زندگی را بدرود گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک سپردند.

در تهران و ولایات، ادبا و شعرا از زن و مرد اشعار و مقالاتی در جراید نشر و مجالس یادبودی برای او برپا کردند.

پروین برای سنگ مزار خود نیز قطعه اندوهباری سروده که هم اکنون بر لوح نماینده مرقدش حک شده است.

اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی ز ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسید مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آنکس که در این محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است


ویژگی سخن

پروین در قصایدش پیرو سبک متقدمین به ویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی می باشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می دارد که خواننده را از هر طبقه تحت تاثیر قرار می دهد. او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری همپایه ی گویندگان نامدار قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوه ی را که شیوه ی شاعران شمال و غرب ایران بود احیاء می نماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی .
شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است. مضمونهای متنوع پروین مانندباغ پرگیاهی است که به راستی روح را نوازش می دهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک بر دیوان پروین می درخشد.
چاپ اول دیوان که آراسته به مقدمه شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند .
قریحه سرشار و استعداد خارق العاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که آن اشعار از او نیست.
پروین اعتصامی بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است. اشعار وی پیش از آنکه بصورت دیوان منتشر شود در مجلد دوم مجله بهار که به قلم پدرش مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می یافت چاپ می شد (1302 ـ 1300 خورشیدی).
دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است.



نمونه اثر



آرزوی پرواز

کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز
بجرئت کرد روزی بال و پر باز
پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری
نمودش بسکه دور آن راه نزدیک
شدش گیتی به پیش چشم تاریک
ز وحشت سست شد بر جای ناگاه
ز رنج خستگی درماند در راه
گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد
گه از تشویش سر در زیر پر کرد
نه فکرش با قضا دمساز گشتن
نه‌اش نیروی زان ره بازگشتن
نه گفتی کان حوادث را چه نامست
نه راه لانه دانستی کدامست
نه چون هر شب حدیث آب و دانی
نه از خواب خوشی نام و نشانی
فتاد از پای و کرد از عجز فریاد
ز شاخی مادرش آواز در داد
کزینسان است رسم خودپسندی
چنین افتند مستان از بلندی
بدن خردی نیاید از تو کاری
به پشت عقل باید بردباری
ترا پرواز بس زودست و دشوار
ز نو کاران که خواهد کار بسیار
بیاموزندت این جرئت مه و سال
همت نیرو فزایند، هم پر و بال
هنوزت دل ضعیف و جثه خرد است
هنوز از چرخ، بیم دستبرد است
هنوزت نیست پای برزن و بام
هنوزت نوبت خواب است و آرام
هنوزت انده بند و قفس نیست
بجز بازیچه، طفلان را هوس نیست
نگردد پخته کس با فکر خامی
نپوید راه هستی را به گامی
ترا توش هنر میباید اندوخت
حدیث زندگی میباید آموخت
بباید هر دو پا محکم نهادن
از آن پس، فکر بر پای ایستادن
پریدن بی پر تدبیر، مستی است
جهان را گه بلندی، گاه پستی است


سخن آخر

عمر پروین بسیار کوتاه بود، کمتر زنی از میان سخنگویان ، اقبالی همچون پروین داشت که در دورانی این چنین کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد. پنجاه سال و اندی است که از درگذشت این شاعره بنام می گذرد و همگان اشعار پروین را می خوانند و وی را ستایش می کنند و بسیاری از ابیات آن بصورت ضرب المثل به زبان خاص و عام جاری گشته است.
استاد بهار در مورد اشعار وی می گویند :" پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد. "
سرانجام آنکه او دیوان خوبی و پاکی است .

نوشته شده در جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است.

تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.

از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم.  به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.

همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا.
جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

 

میرعماد الحسنی سیفی قزوینی از مشهور ترین خوشنویسان تاریخ هنر ایران است که توانست پایه خط نستعلیق را چنان مستحکم نماید که تمام صاحب نظران خطوط اسلامی آن را عروس خطوط نامیدند . قلم او بیشترین تاثیر خود را در عرصه خط نستعلیق گذاشته است . زندگی او در تذکره ها و رسالات و متون مختلف آمده اما گوشه های پنهان زندگی او همواره ناشناخته مانده است .    

       
     
در لغت نامه دهخدا آمده است :

عماد قزوینی خطاط مشهور ( 961-1024 ) نام او عمادالملک قزوینی حسنی بود و در خط نستعلیق دستی توانا داشت . خط میر برای حسن خط مثل بوده است و برخی خط او را برخط میرعلی هروی ترجیح میدادند .در سال 1024 ه.ق شاه عباس صفوی وی را متهم به پیروی از مذهب تسنن نمود و امر به قتل او شد وی در آخرین شب ماه رجب همان سال در راه حمام بقتل رسید . گویند میرزا ابوتراب خطاط اصفهانی شاگردش جنازه او را در دروازه طوقچی دفن نمود و چون میخواستند برای او مقبره ایی بسازد مانع شدند . فرزندان و یاران او را هم طرد کردند و همگی به هندو روم پناه بردند خاندان او همگی در خط سر آمد بودند .

بنا به گفته خانم آن ماری شیمل در کتاب خوشنویسی و فرهنگ اسلامی میرعماد در سن 8 سالگی شروع به آموزش خط نمود .

دکتر مهدی بیانی استاد دانشگاه در مورد تاریخ تولد و سالهای زندگی او میگوید :

از ترجمه مورخین و تذکره نویسان میآید که میر در سال 1027 در اصفهان بقتل رسید و بیشتر تذکره نویسان همین تاریخ را نقل کرده اند . اما مستقیم زاده تاریخ مرگ میر را بسال 1024 میداند. این قول بیشتر از جانب صاحب عالم آرای عباسی است که معاصر با میرعماد میباشد و بیشتر صحیح است . سن میر 63 بود که به تاریخ 961 هم میرسد .

میرعماد در قزوین متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در قزوین گذراند و برای تکمیل هنر خود به تبریز سفر کرد . در مورد سالیان اولیه زندگی او و آغاز یادگیری اش در قزوین سخنان زیادی به میان است اما هیچ کدام قطعی نیست .

در تذکره خط و خطاطان آمده است :

در ابتدادر شهر قزوین شاگرد عیسی رنگ کار بود و بعد در سلک شاگردان مالک دیلمی در آمد . بعدها شهرت ملا محمد حسین تبریزی را شنید و به تبریز سفر کرد و شب و روز به مشق خط پرداخت .

در کتاب مرقع گلشن نوشته مهدی بیانی آمده است : میرعماد نزد دو تن از استادان خط تعلیم گرفت و پس از اندک زمانی دو استاد تعلیم میررا نزد خود لازم ندانستند .

دو استاد اصلی میر مالک دیلمی و محمد حسین تبریزی است و عیسی رنگ کار و حتی بابا شاه اصفهانی هم نمی توانند جزو استادان او باشند . زیرا عیسی خوشنویس از رکابداران شاه طهماسب اول صفوی بود و بعید است که پس از 54 سال سلطنت شاه وی حیات داشته باشد خصوصا که صاحب گلستان هنر نقل میکند که او در آخر عمر متولی امامزاده ایی در گناباد شد و در سال 984 در گذشت . همچنین بابا شاه بسال 996 در اصفهان فوت کرد و میر 12 سال بعد از او به اصفهان رسید .

بیشتر تذکره نویسان عقیده دارند که میر از روی خط باباشاه و میرعلی مشق میکرد که این مورد صحیح است .

 

دکتر بیانی در کتاب سیر احوال و آثار خوشنویسان میگوید :

مالک دیلمی بسال 966 در گذشت و میر در آن زمان کودکی 5 ساله بود . اما در استادی محمد حسین تبریزی شکی نیست . گویند میرعماد برای تعلیم خط نزد او رفت تا روزی پس از ممارست و مشق خط های بیشمار قطعه ایی نوشت و به نزد استاد برد . محمد حسین چون آن را دید به میر گفت اگر چنین توانی بنویس و گرنه قلم فرو گذار و چون میر به استاد گفت خود نوشتن او خط و میر را بوسید و گفت که تو از امروز از استادانی . این سخن به منزله جواز و تصدیق حسن خط میر عماد است .

میرعماد پس از طی مقدمات خط در قزوین برای تکمیل آن عازم بلاد دیگر شد تا عاقبت به در بار صفوی راه یافت .

به قول صاحب گلستان هنر میر ابتدا برای زیارت خانه خدا به مکه سفر کرد و صاحب تذکره خط گوید محمد هلال بن نجم الدین از بزرگان شام به نیت فراگیری مقدمات نستعلیق در این سفر همراه او بود . در مراجعه به ایران در سلک هنرمندان کتابخانه فرهاد خان قرامانلو که از بدو سلطنت شاه عباس اول مصدر مشاغل لشکری و کشوری بودند قرار گرفت و چند سال در تمام مدت حکومت فرهاد خان در سمنان و دامغان و طبرستان و بسطام و خراسان همراه و ملازم او بود تا بسال 1007 ه.ق فرهاد خان بدست الله وردی خان از سرداران شاه عباس بقتل رسید و همان زمان میر از خراسان به قزوین بازگشت و بقول کلمان به گیلان رفت و دوباره به قزوین بازگشت و مقیم شد این دوران مصادف با سلطنت شاه عباس است که اصفهان بصورت یکی از زیباترین شهرهای ایران در آمده بود . مرکزیت هنری این شهر باعث شد تا میرعماد در سال 1008 ه.ق برای خدمت به شاه عباس راهی اصفهان شود . به محض رسیدن او به شهر عریضه ایی نوشت که در مرقع گلشن به بیان کامل متن نامه پرداخته شده است .

شاه پس از استحضار از مضمون نامه و اطلاع از هنر میر او را به دربار فرا خواند و مورد لطف و عنایت خود قرار داد میرعماد به شکرانه این مرحمت شاهانه قطعات خط با اشعاری در مدح شاه نوشت و تقدیم نمود .

میرعماد پس از اقامت در دربار شاه به لطف و عنایتی که در حق او میشد مفتخر گردید و با اخلاق کریمه خود مورد ستایش شاه ونور چشم او گردید . این مورد باعث حسادت و فتنه و عداوت شد تا جایی که میر بخاطر نامردی ها با سرودن اشعاری گله مندی های خود را ابراز داشت . این فتنه ها باعث کم رنگ شدن محبت شاه نسبت به میر گردید و در عوض علیرضا عباسی مورد تفقد شاهانه قرار گرفت محبوبیت علیرضا عباسی نزد شاه به حدی شد تا جایی که شاه شمعدان بدست بالای سر او ایستاده تا وی مشق خط نماید . این عمل شاه باعث دلگیر ی میرگردید پس خطاب به شاه شعری بخط خود نوشت و فرستاد . این کدورت به حدی بالا گرفت که زبان میر نسبت به شاه نیش دار تر و کینه توزانه تر شد . کینه حسودان بجایی رسید که اشعار میرعماد را که در نکوهش شاه سروده و نوشته بود را به سمع و نظر شاه عباس برسانند . شاه از کرده میر ناراحت شد و برای صحت ادعای دیگران 70 تومان فرستاد و در خواست کتابت شاهنامه را بنمود . پس از یک سال شاه پیکی فرستاد و در خواست کتاب را نمود میرعماد 70 بیت را که نوشته بود ارسال نمود و و در جواب پیغام شاه میگوید :

بگویید وجه سر کارزیاده براین کفایت نکرد و مقدار پول به اندازه ابیات نگارش شده است . شاه از این عمل برآشفت و ابیات را پس فرستاد . میر کلیه ابات را با قیچی برید و هربیت را به مبلغ یک تومان به شاگردان خود فروخت و پول شاه را پس فرستاد . این عمل میرعماد باعث نفرت شاه از میرعماد گردید . از دیگر دلایل نفرت شاه از میر مذهب تسنن او ست .

در کتاب احوال و آثار خوشنویسان آمده است :

چون میرعماد به تسنن مشهور بود و شاه نسبت به تشیع تعصب داشت این مورد باعث مزید علت شد که در نهایت منجر به قتل میرعماد گردید . گویند شاه فریاد کشی و گفت : ( کسی نیست مرا از دست این مرد خلاص کند ) یا ( کسی نیت مرا از دست این سنی نجات دهد ) یا ( کسی نیست این مغرور را بکشد ) یا ( ما یک تن قزوینی ندیدیم که یک ذرع دم داشته باشد ) . مقصود بیک مسگر قزوینی رئیس قبیله شاهسون قزوین بقول صاحب آرای عباسی در آخرین شب ماه رجب 1024 که میرعماد از راه حمام بنا به دعوت مقصود بیک بخانه او می آمد جمعی از اوباش و ارازل را وا داشت که در تاریک شب او را به قتل برسانند .

در تذکره خط و خطاطان میرزا حبیب اصفهانی آمه است که مقصود بیک از دوستان میر بود که به تحریک شاه این کار را انجام داده است . برخی هم بر این عقیده بودند که خشم شاه در ادای این جملات مرگ میر نبوده است زیرا وقتی شاه از قتل میر خبر دار شد بسیار ناراحت شد و دستور قصاص قاتل را صادر کرد . اما علی قلی خان واله عقیده دارد که قتل میر به اشاره و فرمان شاه بود . جسد مثله شده میر به مدت چند روز روی زمین بو و کسی جرات خاکسپاری را نداشت تا اینکه مری او میرزا ابوتراب وی را در مسج مقصود بیک واقع در دروازه طوقچی اصفهان بخاک سپردند در این زمان به دستور شاه بر جسد او احترام گذاشته و گروهی از شاگردان و امرا و شاهزادگان در آن مراسم شرکت داشتند .

مدتی بعد خبر قتل میر به سراسر ایران و بلاد اطراف رسید و بویژه در هند و عثمانی که شیفته خط میر بودند مراسم سوگواری بپاشد . جهانگیر شاه هند از روی تاسف اعلام نمود اگر میر را به من داده بودند هم وزن او طلا میدادم . ابوتراب در وصف استاد خود شعری سرود و سنگ قبری با خط خود برای مزار میر تهیه کرد اما موفق به نصب آن نشد تا عاقبت آن را بر قبر خود قرار دادند . پس از مرگ میر خاندان و شاگردان میرعماد از ترس شاه مخفی و یا به عثمانی و هند هجرت کردند و در آنجا مورد لطف شاهان قرار گرفتند و در اشاعه خط نستعلیق ایرانی در خارج مرزهای ایران سهم بسزایی داشتند .

 

2-    نام و لقب میرعماد :میرعماد از سادات سیفی حسنی وبا کنیه قزوینی است و چون پیرو مسلک عمادالملک بود این لقب را به خود گرفت . دکتر بیانی به این نظریه با دیده تردید مینگرد و میگوید :

عموم تذکره نویسان او را بنام میرعماد میخوانند و واضح است که در زمان حیات هم به این نام معروف بود .

مستقیم زاده در تذکره تحفه الخطاطین اسم او را محمد و پدر ش را حسین مینامد .

عبدالمحمد خان و کلمان هوار و مستقیم زاده بیان میکنند :

میرعماد به دلیل لقب حامی خود عمادالملک از بزرگان صفوی لقب عماد را برخود نهاد . دکتر بیانی میافزاید که لقب عماد الملک مربوط به شخص میرعماد است . زیرا 9 فقره از آثارش با نام عمادالملک رقم خورده است .

در یک نسخه از تکلمه النفخات عبدالغفور لاری میر عماد در حواشی آن نسب خود را چنین بیان کرده است :    ( عماد بن ابراهیم الحسنی )

نسبت سیادت میر را همه تذکره نویسان حسنی دانسته که از خاندان سیفی قزوین بوده است و در دستگاه دولتی صفوی مصدر کتابداری ومستفی و دارای پایه بلند بوده اند . نام میرعماد جلالالدین محمد خوش نویس و پدر ش میر شریف از بنی اعمام قاضی جهان سیفی قزوینی وزیر شاه طهماسب صفوی و حسن علی سیفی جد میر را نام برده اند .

در مورد سیادت حسنی ا حسینی میرعماد شک هست . غلام محمد هفت قلمی و کلمان هوار و عبدالمحمد خان او را حسینی میدانند . اما به احتمال زیاد حسنی است . و گاهی حسینی یا حسنی رقم میزده است . اما در یک قطعه بنا به گفته دکتر بیانی نوشته شده ( مشقه عماد ثانی حسینی ) و شک بر طرف گردید یعنی قریب نیم قرن بعد از میرعماد شخصی بنام میرعماد الحسنی یا حسینی میزیسته است این مطلب از کتاب سرمایه ایمان تصنیف عبدالرزاق لا هیجی آمده که عبارت ( تمت الرساله سرمایه ایمان بعون الملک المثال بتاریخ روز دوشنبه 19 شره جمادی الاول سنه احدی و سبعین و الف . کتبه العبد عمادالحسینی ) است .

القاب میرعماد الحسنی : عماد – میرعماد – میر عماد حسنی – میرعماد الحسنی – میرعماد حسنی قزوینی – عمادالملک قزوینی – عمادالملک حسنی – عمادالملک حسنی قزوینی – عمادالحسنی قزوینی .

 

 

3-    مذهب میرعماد:یکی از دلایل قتل میرعماد شایعه سنی بودن اوست . بنا به قول اکثر تذکره نویسان و تاریخ نگاران مذهب او سنی است اما هیچ گونه مدرک یا سندی برا یاین ادعا و جود ندارد و بعکس هرجا نام آل نبی آمده است از آن ها به نیکی یا کرده است و در هیچ جا شعر یا متنی در وصف خلفا دیده نشده و در ارتباط با امام علی ( ع ) مناجات نامه و یا دعای نادعلی بارها نگارش شده است . در یک قطعه خود نوشته : علی الله فی کل الامور توکلی و بالحسنی اصحاب العبا توسلی .

 

4-    ویژگی اخلاقی میرعماد : او مردی آزاده و بزرگ منش بود و هنر را برا یهنر دوست میداشت و برای رسیدن به حد والای هنر خود و دیگران را فراموش میکرد تا جایی که گویند مدت 3 سال سر خود را اصلاح نکرد . ارتباط او با شاگردانش در حد مرید و مرادی بود و بای او قائل به کرامات بودند . نصر آبادی از قول ابوتراب شاگرد میعماد گفته است :

روزی در قهوه خانه نشسته بودم میرعماد با رشیدا خواهر زاده اش گذر کرد بخاطرم رسید اگر میر صفای باطن داشته باشد به قهوه خانه می آید . با اینکه چند قدم بیشتر نرفته بود برگشت قهوه خورد و گفت از این چیزها در خانه ما هم یافت میشود . ابوتراب تنبیه شد روز دیگر به خانه میر رفت و در بالاخانه او منزل یافت . بنا به اشعار میر برای شاه نشان میدهد که او تا حدود زیادی مغرور و طبع حساسی داشته است .

 

5-    فرزندان و نزدیکان میرعماد : میرعماد پسری بنام ابراهیم و دختری بنام گوهر شاد داشت که از بیم شاه به عثمانی و یا هند هجرت کردند . پس از قتل میر جهانگیر شاه برخی از بستگان میر را مانند عبدالرشید دیلمی را پناه داد.

 

6-    ویژگی خط میرعماد : بنا به رای کارشناسان خط ایرانی در عالم نستعلیق از ابتدا تا کنون کمتر خطاطی یافت شده که خطش به استواری و قدرت و شیوایی قلم میر باشد . میر عماد زیبایی خط نستعلیق را به اعجاز رسانیده است .

بنا به گفته دکتر بیانی میر در لطف قلم و قدرت کتابت ید بیضا نمود و خط او بدون اصلاح استوار و خوش اندام است خفی را نمکین و جلی را استوار و شیرین مینوشت . زیبایی خط او عالم گیر شد و شعرا در وصف او شعر میسرودند از جمله میر عبدالغنی تفرشی از شعرای معاصر میرعماد در یک رباعی گفته است :

تا کلک تو در نوشتن اعجاز نماست        بر معنی اگر لفظ کند ناز رواست .

آوازه شهرت میر در زمان حیات و ممات عالم گیر شد و در بلاد هند و عثمانی آثار او را به بهای زر خرید و فروش میکردند و شاهان به داشتن آثار او مباهات داشتند .

از لحاظ اسلوب خط میر تابع شیوه میرعلی هروی بود که بعد از عزیمت به اصفهان به شیوه بابا شاه مشق نمود . عمده قطعات او در قالب چلیپا است که نحوه ترکیب بندی خطوط میر سرمشق تمام چلیپا نویسان است . او این فرن نوشتاری را به اوج رساند و شیوه سیاه مشق های او بعدها الگویی برا ی استادان قرون بعدی مانند میرزا غلامرضا در قرن 13 ه.ق گردید . 

 

7-    استادان میرعماد : در شناسایی اولین استاد میر هیچ اطلاعی در دست نیست . اما از آنجا که او از خانواده صاحب دیوان بوه است در میان افراد خانواده اش به او خط را آموزش دده اند . از استادانی که به منسوب کرده اند یکی عیسی بیک رنگ کار است . که این انتساب رد شد زیرا او در سال 981 ه.ق فوت کرده است . دومین استاد امیر مالک دیلمی است که در انتساب او هم شک نیست . ملا محمد حسین تبریزی دومین استاد میر عماد است .

 

8-    شاگردان میرعماد :  میرعماد پس از ورود به اصفهان معروف شد و شهرت او باعث شد تا شاگردان بسیاری به او رو آورند . این افراد از طبقات مختلفی بودند و در میان آنان شاهزادگان و درباریان بچشم میخوردند . او مدت 16 سال اقامت در اصفهان شاگردان بسیاری را تربیت کرد از جمله : نورالدین محمد لاهیجی – میرمحمد مقیم تبریزی – عبدالرشید دیلمی – میر ابراهیم عماد – ابوتراب اصفهانی – عبدالجبار اصفهانی – محمد صالح خاتون آبادی – درویش عبدی بخارایی – میرزا تقی مستوفی الممالک – گوهر شاد دختر میرعماد – حاجی جمال بن ملک محمد شیرازی ( جمالا ) – شمسا شیرازی – عبدالرزاق قزوینی – فیض امیر فیضا ( فخرالزمان ) – محراب بیگ – میر محمد علی شوهر گوهر شاد – میر ساوجی – نورای اصفهانی – میر یحیی اصفهانی .

 

 

9-    تابعین شیوه میرعماد : جعفر حسینی سبزواری – حافظ خورشید – شکرالله نامه نگار – میر عبدالرحمن آخوند زاده – عبدالوهاب شیرازی – ملا علی بقا – علی قوسی – هدایت الله لاهوری .

 

10- آثار میرعماد درموزه های ایران و جهان : مناجات نامه حضرت علی ( ع ) تکلمه النفحات تحفه الاحرار گلشن راز شبستری دیوان حافظ گلستان سعدی و.

تحفه الاحرار جامی- قلم کتابت عالی رقم میرعماد سنه 1016 کتابخانه کاخ گلستان 

گلشن راز شبستری- کتابت خفی عالی رقم میرعماد- کاخ گلستان .

دیوان حافظ کتابت عالی رقم میرعماد کاخ گلستان .

گلستان سعدی کتابت ممتاز رقم میرعماد کاخ گلستان .

تکلمهالنفحات عبدالغفور لاری کتابت خفی و عالی رقم میرعماد سنه 992 ه.ق کاخ گلستان .

بوستان سعدی کتابت خفی و ممتاز رقم میرعماد کتابخانه مجلس

بوستان سعدی سنه 1012 در مجموعه دولتی افغانستان

مثنوی گوی و چوگان رقم میرعماد در همان مجموعه

تحفه الملوک رقم میرعماد سنه 1019 در کتابخانه سرکاری رامپور هند

الاسما الحسنی رقم میرعماد در همان کتابخانه

سبحه الابرار جامی رقم میرعماد سنه 972 در همان کتابخانه

رساله نصایح رقم میرعماد سنه 1005 ه.ق

مناجات خواجه عبدالله انصاری رقم میرعماد در همان کتابخانه

زینه الملوک رقم میرعماد در همان کتابخانه

پند نامه جامی بفرزند خود رقم میرعماد در کتابخانه ملک

مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری رقم میرعماد مجموعه دکتر عبدالله فروهر

هفت بند حسن کاشانی رقم میرعماد مجموعه جعفری ادیب اصفهانی

رباعیات خیام رقم میرعماد مجموعه عالی تورک گلدی سفیر ترکیه

مناجات حضرت علی ( ع ) در کتابخانه دانشگاه استانبول

مرقع میرعماد سنه 1018 و 1012 در کاخ گلستان

مرقع میرعماد در کتابخانه ملی پاریس

مرقع میرعماد سنه 1013 کتابخانه دانشگاه استانبول

مرقع میرعماد سنه 1003 و 1024 در همان کتابخانه

در کتابخانه کاخ گلستان کتابخانه ملی کتابخانه ملک کتابخانه مجلس کتابخانه آستان قدس موزه کابل موزه دهلی دانشگاه استانبول کتابخانه لنین گراد کتابخانه پاریس .

کتیبه ایی با رقم میرعماد در تکیه میر فندرسکی در اصفهان که در اتاقی مجاور آرامگاه او موجود است . بقلم 2 دانگ و غزل معروف حافظ است :

روضه خلد برین خلوت درویشان است          مایه محتشمی خدمت درویشان است

نوشته شده در پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

زندگی‌نامه

صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملک)‌ فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملک) و مادرش خانم عذری- زیورالملک هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یکی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد که خود از بازماندگان کمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز کرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد که در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد که از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا کرد.

در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد و در سال 1305 همراه عده ای از دیگر دانشجویان ایرانی برای تحصیل به بلژیک اعزام گردید. او ابتدا در بندر (گان) در بلژیک در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب و هوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می کرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل کردند. صادق هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودکشی زد و در ساموا حوالی پاریس عزم کرد خود را در رودخانه مارن غرق کند ولی قایقی سررسید و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت کرد و در همین سال در بانک ملی ایران استخدام شد. در این ایام گروه ربعه شکل گرفت که عبارت بودند از: بزرگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی و صادق هدایت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت کرد در همین سال از بانک ملی استعفا داده و در اداره کل تجارت مشغول کار شد.

در سال 1312 سفری به شیراز کرد و مدتی در خانه عمویش دکتر کریم هدایت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره کل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال یافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همین سال به تامینات در نظمیه تهران احضار و به علت مطالبی که در کتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شرکت سهامی کل ساختمان مشغول به کار شد. در همین سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندی بهرام گور انکل ساریا زبان پهلوی را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت کرد و مجددا در بانک ملی ایران مشغول به کار شد. در سال 1317 از بانک ملی ایران مجددا استعفا داد و در اداره موسیقی کشور به کار پرداخت و ضمنا همکاری با مجله موسیقی را آغاز کرد و در سال 1319 در دانشکده هنرهای زیبا با سمت مترجم به کار مشغول شد.

در سال 1322 همکاری با مجله سخن را آغاز کرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبکستان عازم تاشکند شد. ضمنا همکاری با مجله پیام نور را آغاز کرد و در همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد. در سال 1328 برای شرکت در کنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشکلات اداری نتوانست در کنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاریس شد و در 19 فروردین 1330 در همین شهر بوسیله گاز دست به خودکشی زد. او 48 سال داشت که خود را از رنج زندگی رهانید و مزار او در گورستان پرلاشز در پاریس قرار دارد. او تمام مدت عمر کوتاه خود را در خانه پدری زندگی کرد.
نوشته شده در دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

به سایت این استاد  برجسته که از  شاگردان  استاد  کاتوزیان  بودند مراجعه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |
استاد در اردیبهشت 1290 ه. ش زاده شد هشمین فرزند کریم خان بنان الدوله نوری بود و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی رکنی برادر ناصردین شاه قاجار.
محیط خانه و خانواده از هر لحاظ برای پرورش ذوق و استعداد هنری غلامحسین آماده بود. چهار پیانو و یک ارگ در این خانه بود. مادر غلامحسین پیانو می زد. خاله اش نی می نواخت.  خواهرانش هم تار مشق می کردند.
از این گذشته هفته ای یک شب که دوستان بنان الدوله به دیدارش می آمدند و مجلسی می آراستند به نوبت هر بار یکی از شخصیتهای هنری زمان مانند: آقا حسینقلی، درویش خان  در این مجلس شرکت می جستند و حاضرین را مستفیض می کردند.
گوش استاد از اوان کودکی به نوای ساز و آواز آشنا شد. و از ساز هر یک از نامبردگان بنحوی لذت می برد.
بنان در سال 1322 به سمت منشی مخصوص وزیر به کار مشغول شد ولی این شغل با روحیه او سازگار نبود بهمین دلیل  به کلی از شغل اداری دست کشید و منحصرا خوانندگی در رادیو را پیشه کرد.
استاد در 1325 همکاری با رادیو را آغاز کرد و صدای مطبوعش به گوش شنوندگان رسید. بنان در آغاز بیشتر آواز می خواند و علاقه ای به خواندن آهنگهای دیگر نداشت ولی هنگامی که با بعضی اثار جدید موسیقی که ارکستر انجمن ملی آنها را اجرا می نمود، آشنایی پیدا کرد به خواندن این گونه قطعات نیز علاقه مند شد و در هر دو روش استادی و مهارت خود را نشان داد.
استاد بنان در 27 دی ماه 1336 ه.ش در تصادف اتومبیل چشم خود را از دست داد. پزشگا ن برای مصون ماندن چشم دیگرش سفر به اروپا و معالجه را تجویز کردند. دولت و اداره کل انتشارات و رادیو مساعدتهای مالی کردن، جمع دوستانش کنسرتی ترتیب دادند و موجبات سفرش را فراهم کردند، ره آورد بنان از سفر اروپا، پس از بهبودی و رفع خطر، دگرگونی عقیده در زمینه نحوه سبک ترانه های اوست
بنان پس از این حادثه ، شور و شیدایی دیگر یافت به زندگی و اطرافیان خود با محبت و صمیمیت بیشتر نگاه می کرد ابراز تالم طبقات مختف اجتماع به مناسبت وقوع آن حادثه وی را به زندگی امیدوار و دلگرم ساخت. اقبال بی نظیر مردم نیروی تازه به او بخشید.
بنان در خواندن آواز استعدادی بی نظیر داشت. گوش او بسیار حساس بود و هیچ گاه خارج نمی خواند ذوق سلیم او در انتخاب غزل و تحریرهای بجا، از او خواننده ای متمایز ساخت. هنر واقعی، آگاهییهای عمیق، شوق و شور و عشق که لازمه زندگی هر هنرمند است، همه را با هم داشت. او با هنر خود بازاری نکرد و قدر شناخت .
استاد در هشتم اسفندماه 1364 ه.ش پس از پنجاه سال خدمت بی شائبه به فرهنگ و هنر این مرز و بوم چشم از جهان فرو بست.  

 

 

نوشته شده در شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

نوشته شده در شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

متولد: 1326 در همدان
 جهت بهره گیری و کسب تجربیات بیشتر به محضر استاد حسن میرخانی راه یافت وی از معدود خطاطانی است که رنگ را در خدمت خط آورد
و با تبحر خاصی در ایجاد آثاری ارزنده از آن بهره گرفت. تا کنون 12 نمایشگاه انفرادی برگزار کرده که از آن جمله نمایشگاه خط اسلامی در لندن را می توان نام برد.

 از دیگر آثار ارزنده وی کتابت کتاب نفیس گلشن راز است.مجموعه‌‌هاى نفیسى چون: جان جا نان، چهار فصل و یادگار عشق را به چاپ رسانده است

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

استاد کیخسرو خروش

آموزش خوشنویسى را از سال ۱۳۴۱نزد استاد سیدحسین میرخانى آغاز نمود. در سال ۱۳۵۲ پس از اخذ مدرک استادى به‌عنوان یکى از قدیمى‌ترین استادان معاصر خوشنویسى به ترتیب هنرجویان همت گماشت. استاد خروش در نقاشى نیز استعداد سرشارى دارد. تاکنون بیش از بیست عنوان کتاب اعم از متون کهن و اشعار شاعران کلاسیک و شاعران معاصر را خوشنویسى کرده است. خوشنویسى دیوان حافظ، رباعیات خیام، سفرنامه ناصرخسرو، یوسف و زلیخا، لیلى و مجنون و ... از جمله آثار وى بشمار مى‌رود.

گروه ادب و هنر: استاد کیخسرو خروش پرتره جدیدى از بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران را براى نگهدارى و نمایش در موزه حرم مطهر بر بوم ماندگار کرد. به گزارش مهر به نقل از واحد خبر جماران، این اثر هنرى با مطالعه و بررسى دقیق از بین عکس هاى بنیانگذار جمهورى اسلامى انتخاب و با روش هایى بدیع و خلاقانه آفریده شده است. استاد کیخسرو خروش از بزرگترین استادان خط نستعلیق معاصر به ویژه در عرصه کتابت است و آثار خوشنویسى او در سه دهه گذشته مورد اقبال خاص و عام بوده است. کتابت دیوان حافظ، فرمان امام على(ع) به مالک اشتر، وصیت نامه امام، خسرو و شیرین نظامى، چهارمقاله عروضى سمرقندى ومثنوى پیروجوان از جمله آثار هنرى استاد خروش در حوزه خوشنویسى است. استاد کیخسرو خروش در هنر نقاشى به ویژه در تصویرگرى از چهره نیز مهارتى منحصر به فرد دارد. خروش نقاشى را نزد استاد حیدریان آموخته و حیدریان از پروردگان مکتب کمال الملک است از این رو آثار این چهره ماندگار هنر، اهمیت و منزلتى خاص دارد. اثر اخیر در ابعاد ۱۰۰*۱۲۰ طراحى شده و هم اکنون در اختیار موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) مى باشد.
نوشته شده در شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

عین الدین صادق زاده

  متولد 27 بهمن ماه 1344 در دهکده بهنمیر از شهرستان بابلسر

  مهاجرت به تهران در سال 1350

  شروع خوشنویسی به طور جدی از سال 1364

  لیسانس گرافیک در سال 1373

  فوق لیسانس تصویرسازی در سال 1380 از دانشکده هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران

  فارغ التحصیل و مدرس انجمن خوشنویسان ایران

  عضو هیئت علمی و مدرس دانشکده های هنری تهران

www.einoddin.com

www.mahartgallery.com

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

دوران دبستان و راهنمایی و دبیرستان را در شهر ساری گذراند وهمزمان به تعزیه خوانی در گروههای تعزیه محله اش هم پرداخت.

از سال‎های اولیه انقلاب با شنیدن آلبوم‌های گروه چاووش و صدای محمد رضا شجریان به موسیقی سنتی علاقه مند شد و تمرین و ردیف خوانی را با سرمشق قرار دادن کارهای شجریان پی گرفت.

سال 1363 با قبولی در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران به این شهر آمد و از همان زمان به کلاس درس استاد کریم صالح عظیمی در رادیو رفت و آموزش ردیف آوازی را نزد ایشان تا سال 70 ادامه داد.

مختاباد از یک سال بعد به واحد موسیقی حوزه هنری پیوست و همراه حسام‌الدین سراج و محسن نفر در شکل دهی به این بخش نقشی جدی ایفا کرد.

آشنایی و نواختن سازهای سنتور و سه تار از دیگر تلاش‎های مختاباد در موسیقی سنتی بود.

اجرای کنسرت های متعدد در تالارهای اندیشه و وحدت با گروه صبا نخستین تحرکات صحنه‌ای مختاباد بود.

اواسط سال هفتاد وی نخستین آلبوم خود باعنوان تمنای وصال را به بازار موسیقی عرضه کرد. در این آلبوم که با آهنگسازی زنده یاد حسین فرهاد پور ضبط شده بود، مختاباد برخی از ملودی‌های تصانیف را هم خود پرداخت کرد.

بعد از این آلبوم وی به عنوان یکی از خوانندگان خوش آتیه موسیقی ایرانی مطرح شدو با آلبوم بوی گل به آهنگسازی فریدون شهبازیان و آلبوم شکوه با آهنگسازی مهیار فیروز بخت جلوه های دیگری از موفقیت های خود را به تماشا نهاد.

مختاباد در فاصله سال‌های 72 تا 77 بیش از 10 آلبوم موسیقی راخواند وآهنگسازی کرد و دراین مدت هم نزد محسن الهامیان، کامبیز روشن روان و برخی دیگر از اساتیدموسیقی با علومی چون سلفژ، هارمونی و آهنگسازی آشنا شد.

در میانه‌های سال 77 مختاباد برای ادامه تحصیل به کانادا رفت و پس از اقامت دوساله در این کشور به دانشگاه گلد اسمیت انگلیس آمد و زیر نظر جان بیلی، موسیقی‌دان شهیر انگلیسی، دوره‌های فوق لیسانس و دکتری خود را گذراند.

مختاباد اخیراً برای دفاع از پایان نامه دکتری خود به انگلیس رفت و همزمان کار عملی خود باعنوان سمفونی صبا را نیز ارائه داد.

در این فاصله وی با گروههای باربد به سرپرستی محمد ساعد کنسرت های متعددی را اجرا کرد که یکی از این آثار اجرای تصنیفی با فرمی نو روی شعر معروف استاد محمد رضا شفیعی کدکنی( هزاره دوم آهوی کوهی) بود که همین تصنیف با ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخر الدینی در تالار وحدت و باصدای مختاباد اجرا شد.

آلبوم بهشت من که حاصل همکاری وی را سامان احتشامی ( نوازنده پیانو وآهگساز) است از جمله دیگر کارهای وی در زمینه موسیقی است. آخرین آلبوم مختاباد، ماه مجلس است که اخیرا به بازار موسیقی عرضه شده است.

مختاباد هم اینک در دانشکده صدا و سیما در رشته موسیقی تدریس می‎کند.

ما  به این  استاد  عزیز  افتخار می کنیم


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

بیوگرافی - علیرضا افتخاری

علیرضا افتخاری مهیاری در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر ؛ اصفهان دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .

استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.

اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواستند.

افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .

استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول همین منش های اخلاقی بود.

شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .

در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید.

« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »

اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .

در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .

استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .

افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.

وی در همین سالها نزدبزرگانی نظیر استاد کسایی و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :

« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»

افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.

در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.

افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.

اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .

در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !

افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .

ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...

در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.

در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .

در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است .

منبع: علیرضا افتخاری و صدای آسمانیش

در ادامه مطلب  با هنرمندان  دیگر  آشنا  شوید


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |
لینکستان  سایتهای هنری
در این قسمت می توانید ازاطلاعات  سایتهای هنری دیگر مطلع شوید
بزودی به سایتهای شخصی فرهنگی و هنری و وب لاگهای هنری  نیز لینک خواهیم داد
شما نیز می توانید سایتهای مورد علاقه خود را به ما معرفی کنید
 
OTHER ART SITE OR ART LINK
مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی
Iranian culture and heritage org.
bejanbaranشاعر - سایت بیژن باران Iranian Poet
www.webna.irپایگاه خبری وب سایتهای ایران (Webna)information on Iran web
www.cartoonist.irسایت کاریکارتوریستهای آزاد Iranian Independent Cartoonists
www.iranianpainter.orgسایت رسمی نقاشان مستقل ایرانی Iranian Independent Painters
www.tasaveer.comسایتی برای خرید عکس با رزولشن بالاphoto stock
www.elan.irآخرین خبرهای گرافیک ایران و جهانGraphic News
www.yassavoli.comانتشارات هنری یساولی Art Publisher
Artspanمعرفی بسیاری از انجمنها و  مدارس هنری معروف دنیا انجمنهای هنری دنیا
sharifigallery.comسایت شخصی محمد رضا شریفی Iranian Painting
shahrooznabati سایت عکس شهروز نباتی sharooz nabati photgraphy
www.ajayeb.irمجموعه ای از امثال و حکم Culture
pars Impires 
www.2frompars.com
اطلاعاتی درباره حکومتهای هخامنشی و ساسانی
مناسب تحقیقات - به زبان لاتین
دو پادشاهی
هخامنشی و ساسانی
www.ajayeb.irسایت عجایب المخلوقات و

مجموعه داستان

www.jadidmedia.comسایت خبری هنری سایت خبری هنری
www.iranprint.comسایت اختصاصی مجله صنعت چا پصنعت چاپ
www.iranianartists.org

سایتی ویژه هنرمندان با قسمتهای متنوع جهت تعامل دیدگاههای هنری

سایت هنرمندان ایران

یک سایت خوب هنری با زبان فارسی

سایت هنری پندار

Kargah
در این سایت اطلاعات و عکسهای بسیاری از عکاسان معاصر قرار دارد
   کارگاه عکاسی
در این سایت میتوانید از آخرین اخبار دنیای کاریکاتور مطلع شوید
کاریکاتور
  اطلاعات مربوط به هنرمندان سینما و دستیاران تهیهفیلم
سینما و بازیگری
Tombak
 مشاهیرنوازندگان تنبک  و سازندکان ساز در زمینه سازتنبک 
ساز تنبک
Films Online
لیست و اطلاعات فیلمهای در حال اکران
فیلمهای جدید
BBC Art News
مرکز میراث فرهنگی ایران
خبر هنری
IRANIAN CULTURAL
لیست کتابهای هنری با درج قیمت
باستلن شناسی و میراث
IRAN FARHANG
آرشیو فیلم و موسیقی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
کتابهاب هنری روز
IRIB ARCHIVES
آرشیومطبوعات و منابع  سیمای جمهوری اسلامی ایران
آرشیو فیلم
IRIB ARCHIVES publish
اطلاعات مختصر هنری
آرشیو کتاب
IRAN INSIDE
اخبار هنری
رخدادهای هنری
IRAN KHABAR -ART NEWSرخدادهای هنری
House Artists Programe
برنامه های خانه هنرمندان
خانه هنرمندان
Sothebys.Ebay
حراج کارهای هنری ساتی بی - در این سایت می توانید از آخرین قیمتهای کارهای هنری هنرمندان بزرگ مطلع شوید
    حراج کارهای هنری ، به زبان لاتین 
Wittyworld
international cartoon center
لیست و برنامه فستیوالهای کاریکاتور جهان
فستیوال کاریکاتور
Stavrotoons
در این سایت  می توانید تمام سایتهای کاریکاتورموجود دراینترنت را ببینید
لیستی از تمام سایتهای کاریکاتور جهان 
Iranian Young Cinema
سایت سینمای جوان و برنامه فستیوال فیلمهای کوتاه 
انجمن سینمای جوان

Short Film

اطلاعات مربوط به فیلمهای کوتاه
فیلم کوتاه
HICHESTAN
 مجله الکترونیکی هیچستان در باب هنر
مجله هیچستان
Journal of photography
یک سایت عکاسی با کمی دردودل ونقد وگفتگو
ژورنال عکس
Mag iran
سایتی برای دسترسی به کلیه مجالت و روزنامه های ایرانی
مجله ها و روزنامه های ایرانی
Shahriarab.blogspot.com
یک سایت  در مورد کاریکاتور ایران و درد و دلهای کاریکاتوری 
کاریکاتور ایرانی Web log
Iran Green Pen
مقا لات ادبی سبز در مو رد محیط زیست
مقا لات ادبی سبز 
Golagha.net
سایت اختصاصی مجله گل آقا
مجله گل آقا
persian cards
 نمونه کارتهای تبریک اینترنتی به زبان فارسی
  کارت تبریک
foto forum
سایت عکاسی تاتراز بهترین عکاسان
عکاسی تاتر
vivapars
   MP3پنجاه سال موسیقی سنتی ایران به صورت
آرشیوی از موسیقی های سنتی ایرانی
honar
لیستی از برنامه های فرهنگستان هنر و شرکت کنندگان در دوسالانه نقاشی و خوشنویسی
سایت فرهنگستان هنر
Cultural
سایتی در مورد پژوهشهای فرهنگی
شبکه پژوهشهای فرهنگی
iranqpg
سایت عکاسی
گروه عکاسان قزوین
alianshiveh
سایت انیمیشن
 
arphir
سایت عکاسان ارمنی
سایت عکاسی
farhangsara
سایتی در مورد ایران
 
parstimes
لینک سایتهای هنری
 

30nama

سایتی در مورد سینما

 

webistanسایتیازعکاسانایرانیباکیفیتبالابرایفروش  سایت عکاسی
graphiciranسایت انجمن گرافیک ایران گرافیک
http://www.qoqnoos.ir/انتشارات ققنوس  
http://www.louh.com/Index.asp فرهنگ و ادب فرهنگ و ادب
http://www.anjomanghalam.ir انجمن قلم ایران فرهنگ و ادب
http://www.sahneha.com انجمن فرهنگی ادبی ایرانیان مقیم سوئد انجمن فرهنگی ادبی ایرانیان مقیم سوئد
http://www.ketab.ir Bookشبکه اطلاع رسانی کتاب
http://www.persianmirror.com modern magazine for Persian culture...  
http://www.kolahstudio.com Art Research معرف هنرمندان و مقالات هنری
http://www.ajayeb.ir معرفی افرادمشهور جهان و افسانه ها خبرنامه عجایب المخلوقات-
http://webna.ir/ پایگاه خبری سایتهای ایرانی پایگاه خبری سایتهای ایرانی
http://www.animation.ir/Animationسایت انیمیشن
http://www.magiran.com/ Iranian Magazin مجلات ایرانیی
http://www.bookfair.bolognafiere.itنمایشگاه کتاب کودک و نوجوان بولونیا نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان بولونیا
stores.yahoo.net

فروشگاه کالای هنری

فروشگاه کالای هنری

www.graphiciran.com انجمن گرافیک ایران انجمن گرافیک ایران
http://www.aiga.org انجمن گرافیک آمریکا انجمن گرافیک آمریکا
http://www.nygs.com انجمن گرافیک نیویورک انجمن گرافیک نیویورک
http://www.sgfa.org.uk انجمن گرافیک و هنرهای تجسمی انگلستان انجمن گرافیک و هنرهای تجسمی انگلستان
http://www.icograda.orgمجموعه پرسشها در باره گرافیک به انگلیسی مجموعه پرسشها در باره گرافیک به انگلیسی
http://www.tehran-poster-biennial.com/ بیینال پوستر تهران بیینال پوستر تهران
http://www.artaffairs.com/

New York Graphic Society

75 سال گرافیک نیویورک
http://legofish.com/persiblog/004574.html نقد فیلمنقد فیلم
http://www.toronto.ca/tuda/index.htm Toronto Urban Design Awards مسابقه طراحان شهری
http://www.iaara.org.ir Internationals Arts & Arch Researchs Association  
http://www.fbe.unsw.edu.au

Master of Urban design

طراحان شهری
http://www.barmakfilm.com برمک فیلمMovie نقد فیلم
http://forums.cgsociety.org 3D Graphic Society انجمن گرافیک سه بعدی
http://www.imaginismstudios.com CG Private  
http://www.cipb.org Poster china پوستر چین
http://news.aruna.irArchitecture معماری و شهر سازی ایران
http://www.agora-gallery.com/The Chelsea International Fine Art نمایشگاه هنرهای ملی در چلسی
 

]

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

سلام  دوستان  عزیز   خواستم  آدرس وبلاگم  رو  بگم  که  اشتباه  نشه   ٢  تا  وبلاگ  دارم  که  شبیه  به  همه به  هر دو تاشون  سر  بزن  دست  خالی  بر نمی  گردید  .

http://fridonkenar.persianblog.ir

http://freidonkenar.persianblog.ir

 

با  تشکر  عباس مهربان

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

 

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

 

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

 

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

 

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

 

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

 

برگزیده از وبلاگ : آشیانه ای برای عشق

                                     http://www.rooderavan.persianblog.ir                                                                                       


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |
بابلسر
جلد: 11
نویسنده:      
شماره مقاله:4278
     

 


بابُلْسَر، شهر و مرکز شهرستانى‌ به‌ همین‌ نام‌ در استان‌ مازندران‌. بابلسر تا 1315ش‌، مشهدسر (مزار و مدفن‌ شهید) نامیده‌ مى‌شد (برزگر، 2(1)/44؛ مهجوری‌، 2/325)، زیرا بر این‌ باور بوده‌اند که‌ برادر بزرگ‌ امام‌ رضا(ع‌) به‌ نام‌ ابراهیم‌ ابوجواب‌ [ملقب‌ به‌ ابراهیم‌ اطهر] در این‌ مکان‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شده‌ است‌ (رابینو، 73)، اما این‌ گفته‌ فاقد سند و مدرک‌ تاریخى‌ است‌ (برزگر، همانجا). برخى‌ دیگر نیز به‌ خطا مشهدسر را به‌ معنى‌ مدفن‌ سرِ شهید دانسته‌اند (اعتمادالسلطنه‌، 1/265). اما در واقع‌، واژة «سر» در زبان‌ محلى‌، به‌ معنى‌ جا و مکان‌ به‌ کار مى‌رود (ستوده‌، 4(1)/256-257).
شهرستان‌ بابلسر: بابلسر یکى‌ از شهرستانهای‌ ساحلى‌ استان‌ مازندران‌ است‌ ( سرشماری‌...، پانزده‌). مساحت‌ آن‌ 7/345 کم 2 و شبیه‌ مستطیلى‌ افقى‌ است‌ که‌ مرز شمالى‌ آن‌ به‌ دریای‌ خزر، مرز باختری‌ به‌ شهرستان‌ محمودآباد، مرز خاوری‌ به‌ شهرستانهای‌ جویبار و قائم‌شهر، و مرز جنوبى‌ آن‌ به‌ شهرستان‌ بابل‌ محدود است‌ ( آمارنامه‌، 1376ش‌، «1- 5، 1-54»). شهرستان‌ بابلسر دارای‌ 4 بخش‌ مشتمل‌ بر دو شهر، 8 دهستان‌ و 90 آبادی‌ِ دارای‌ سکنه‌ است‌ ( سرشماری‌، همانجا).
میزان‌ بارندگى‌ سالانه‌ در این‌ شهرستان‌ 4/957 میلى‌متر، متوسط حداکثر رطوبت‌ نسبى‌ سالانه‌ 7/94% و متوسط حداقل‌ آن‌ 4/64% بوده‌ است‌ ( آمارنامه‌، 1375ش‌، 40-41). تنها رودخانة شهرستان‌ بابلسر، رودخانة بابل‌ است‌ (جعفری‌، 118-119). محیط طبیعى‌ بابلسر، زیستگاه‌ برخى‌ جانوران‌ و پرندگان‌ مانند روباه‌، گرگ‌، شغال‌، گراز، خرگوش‌،جوجه‌تیغى‌،کبک‌،تیهو،قرقاول‌،مرغابى‌وغاز است‌( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها...، 67).
بابلسر اکنون‌یکى‌ از 15شهرستان‌استان‌مازندران‌ است‌( آمارنامه‌، 1376ش‌، «1-49»). بر مبنای‌ سرشماری‌ 1375ش‌، جمعیت‌ آن‌ 265 ،155نفر بوده‌ که‌ نسبت‌ به‌ سرشماری‌ دورة قبل‌ (در 1365ش‌)، سالانه‌ به‌ طور متوسط 8/1% رشد داشته‌ است‌ (همان‌، 1375ش‌، 115). 91/42% جمعیت‌ در نقاط شهری‌ و 09/57% آن‌ در نقاط روستایى‌ سکنى‌ داشته‌اند و از لحاظ ترکیب‌ جنسى‌، نسبت‌ مردان‌ و زنان‌ در شهرستان‌ بابلسر برابر بوده‌ است‌ ( سرشماری‌، شانزده‌). بر طبق‌ همین‌ آمار از کل‌ جمعیت‌ 6 ساله‌ و بیشتر شهرستان‌ بابلسر 3/80% باسواد بوده‌اند و این‌ نسبت‌ در بین‌ جمعیت‌ شهری‌ 5/85% و در بین‌ جمعیت‌ روستایى‌ 4/76% بوده‌ است‌ ( آمارنامه‌، 1375ش‌، 144). در شهرستان‌ بابلسر 167 مدرسة ابتدایى‌، 92 مدرسة راهنمایى‌، 46 مدرسة دورة متوسطة عمومى‌ شهری‌ و روستایى‌، 40 مدرسة متوسطة نظام‌ جدید و 3 هنرستان‌ دایر بوده‌ است‌ (همان‌، 155، 156، 161بب). همچنین‌ این‌ شهرستان‌ دارای‌ دانشکده‌های‌ علوم‌ پایه‌ و علوم‌ انسانى‌ وابسته‌ به‌ دانشگاه‌ مازندران‌ است‌ (همان‌، 240، 242).
مردم‌ بابلسر به‌ گویش‌ مازندرانى‌ سخن‌ مى‌گویند و بیشتر آنان‌ مسلمان‌ شیعه‌ (دوازده‌ امامى‌) هستند ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها، همانجا).
اقتصاد شهرستان‌ بابلسر بیشتر بر زراعت‌، دامداری‌ و ماهى‌گیری‌ استوار است‌. مهم‌ترین‌ محصولات‌ آن‌ برنج‌، گندم‌، مرکبات‌، تره‌بار و برخى‌ اقلام‌ میوه‌ است‌ که‌ افزون‌ بر تأمین‌ نیاز محل‌، به‌ نقاط دیگر نیز صادر مى‌شود (همانجا).
از آثار تاریخى‌ بابلسر مى‌توان‌ آستانة امام‌زاده‌ ابراهیم‌ ابوجواب‌ را نام‌ برد. بنا به‌ گفته‌ای‌، بانى‌ بقعة امام‌زاده‌ را سید عزیز بابلکانى‌، و تاریخ‌ بنای‌ آن‌ را زمان‌ شاه‌ اسماعیل‌ اول‌ (907-930ق‌) دانسته‌اند (مرعشى‌، 73- 75)؛ در حالى‌ که‌ کتیبه‌های‌ موجود امام‌زاده‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ کتیبة صندوق‌ چوبى‌ حرم‌ مربوط به‌ 835ق‌، کتیبة درِ صحن‌ آن‌ 841ق‌، کتیبة درِ شمالى‌ 858ق‌، کتیبة درِ غربى‌ 859ق‌، و کتیبة ساختمان‌ مسجد امام‌زاده‌ مربوط به‌ 906ق‌ است‌ (رابینو، 73؛ ستوده‌، 4(1)/264-270). ناصرالدین‌ شاه‌ قاجار، ضمن‌ سفر خود به‌ مازندران‌ در 1292ق‌ شرح‌ مبسوطى‌ درخصوص‌ این‌ امام‌زاده‌ و کتیبه‌های‌ آن‌ به‌ دست‌ داده‌ است‌ (ص‌ 129-136). اثر دیگر، بقعة بى‌بى‌ رقیه‌ است‌ که‌ مؤلف‌ سفرنامة ایران‌ و روسیه‌ آن‌ را بى‌بى‌ سکینه‌، و تاریخ‌ بنای‌ بقعة آن‌ را 893ق‌ دانسته‌ است‌ (عزالدوله‌، 158؛ قس‌: رابینو، 73-74). این‌ بنا در شمال‌ غربى‌ امام‌زاده‌ ابراهیم‌ و بر فراز تپه‌ای‌ شنى‌ مسلط به‌ دریا، ساخته‌ شده‌ است‌ (ستوده‌، 4(1)/270).
شهر بابلسر: این‌ شهر مرکز شهرستان‌ بابلسر است‌ و در 52 و 39 طول‌ شرقى‌ و 36 و 42 عرض‌ شمالى‌ و ارتفاع‌ 22 متر از سطح‌ دریا واقع‌ شده‌ است‌ (پاپلى‌، 82). بابلسر در مسیر راه‌ اصلى‌ کنارة دریای‌ خزر و در 19 کیلومتری‌ شمال‌ باختری‌ شهر بابل‌ قرار دارد ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها، 68) و آب‌ و هوای‌ آن‌ معتدل‌ و مرطوب‌ است‌. رودخانة بابل‌ از میان‌ شهر عبور مى‌کند و به‌ دریای‌ خزر مى‌ریزد (همان‌، 67 - 68). بین‌ بابلسر و دریا در طرف‌ راست‌ رودخانة بابل‌، یک‌ رشته‌ تپه‌های‌ شنى‌ قرار دارد که‌ درگذشته‌ بر آن‌ فانوس‌ دریایى‌ ساخته‌ بودند (رابینو، 73).
بابلسر در ابتدای‌ سدة 11ق‌ و پس‌ از آن‌ دارای‌ بندرگاه‌ بوده‌ است‌. شاه‌ عباس‌ صفوی‌ که‌ در 1007ق‌، و نیز 1016ق‌، چند روزی‌ را در آنجا اقامت‌ کرده‌ است‌، در سفر دوم‌ خود، به‌ وصف‌ کشتیهای‌ بزرگ‌ و کوچکى‌ که‌ در انتظار رسیدن‌ زمان‌ مناسب‌ کشتیرانى‌ بوده‌اند، پرداخته‌ است‌ (منجم‌، 189-191، 333-334). برخى‌ کسان‌ از برج‌ بزرگ‌ مشهدسر که‌ بر فراز تپه‌ جای‌ داشته‌، و توسط استپان‌ رازین‌ از میان‌ رفته‌ است‌، یاد کرده‌اند (عزالدوله‌، رابینو، همانجاها). استپان‌ رازین‌ فرمانده‌ قزاقهای‌ شورشى‌ [ایالت‌ دُن‌] برضد نظام‌ فئودالى‌ روسیه‌ بود که‌ در بهار 1667م‌ به‌حملاتى‌ در مسیر ولگا و دریای‌ خزر XXI/)¢¥–¨¢ , 3 BSE.(418 در این‌ حمله‌، وی‌ شهرهای‌ سواحل‌ غربى‌ و جنوبى‌ دریای‌ خزر را غارت‌ کرد و عده‌ای‌ از مردم‌ این‌ شهرها را به‌ اسارت‌ گرفت‌ (مهجوری‌، 2/96).
در دورة نادری‌، محمدخان‌ افشار از سوی‌ نادرشاه‌ فرمان‌ یافت‌ تا به‌ یاری‌ آلتون‌ (انگلیسى‌) که‌ به‌ دین‌ اسلام‌ درآمده‌، و از سوی‌ نادرشاه‌ سمت‌ دریا بیگى‌ یافته‌ بود، در مشهدسر (بابلسر) کشتى‌ بسازد و در دریای‌ خزر به‌ کارگیرد (اعتمادالسلطنه‌، 2/1131). مورخان‌ محلى‌ سدة 11ق‌ مازندران‌ در شرح‌ درگیریهای‌ میان‌ حاکمان‌ محلى‌ مشهدسر اشاراتى‌ دارند (نک: مرعشى‌، 286، 311، جم ؛ شیخ‌ على‌ گیلانى‌، 104). این‌ شهر در دورة قاجار، بندر کشتیرانى‌ و بازرگانى‌ بار فروش‌ (بابل‌)، و از بنادر شرقى‌ دریای‌ خزر بوده‌ است‌ (انتنر، 24؛ مکنزی‌، 89)؛ چنانکه‌ کمپانى‌ «قفقاز و مرکوری‌» که‌ با کمک‌ مالى‌ دولت‌ روسیه‌ از اوایل‌ دهة 1860م‌، سفرهای‌ پستى‌ و حمل‌ مسافر را از باکو به‌ بنادر ایرانى‌ دریای‌ خزر آغاز کرده‌ بود، شعبه‌ای‌ در مشهد سر داشت‌ ( گزارش‌...،14 و حاشیة 21). از مشهدسر کالاهای‌ بسیاری‌ همچون‌ ابریشم‌، پنبه‌ و برنج‌ مازندران‌ به‌ روسیه‌ صادر، و کالاهای‌ روسى‌ مستقیماً بدانجا وارد مى‌شده‌ است‌ (مرگان‌، 240؛ سرنا، 24).
بابلسر در ابتدای‌ سدة کنونى‌ از مراکز مهم‌ تجاری‌ ایران‌ محسوب‌ مى‌شد (کیهان‌، 3/430-431)، با اینهمه‌، فاقد لنگرگاه‌ مناسبى‌ برای‌ پهلو گرفتن‌ کشتیهای‌ بزرگ‌ بود؛ به‌ همین‌ سبب‌، اینگونه‌ کشتیها در فاصلة دورتری‌ از ساحل‌ لنگر انداخته‌، بارهای‌ خود را توسط زورق‌ به‌ اسکلة گمرک‌ منتقل‌ مى‌نمودند (همو، 2/288، 3/442). بابلسر همچنین‌ از مراکز عمدة شیلات‌ و خاویار شمرده‌ مى‌شد (همو، 2/289، 3/12). بسیاری‌ از جهانگردانى‌ که‌ به‌ شمال‌ ایران‌ سفر کرده‌اند، در خاطرات‌ خود به‌ این‌ شهر، به‌ ویژه‌ به‌ بازرگانى‌ آن‌ اشاره‌ دارند (مکنزی‌، 87، 88، 89؛ سرنا، همانجا). با کاهش‌ روابط بازرگانى‌ میان‌ ایران‌ و شوروی‌، و رونق‌ یافتن‌ تجارت‌ در بنادر دیگر مانند بندر انزلى‌ در گیلان‌ (فریزر، 543، 544؛ فرهنگ‌ جغرافیایى‌ ایران‌، 3/37)، این‌ شهر مدتى‌ موقعیت‌ خود را از دست‌ داد (همانجا)، اما امروزه‌ بابلسر یکى‌ از بنادر معتبر و از گردشگاههای‌ زیبای‌ کشور به‌ شمار مى‌آید (برزگر، 2(1)/44).
در 1375ش‌ جمعیت‌ شهر بابلسر 671 ،37نفر (762 ،8خانوار)، و شمار مردان‌ و زنان‌ در این‌ شهر تقریباً برابر بوده‌ است‌. همچنین‌ از 745 ،33 نفر جمعیت‌ 6 ساله‌ و بیشتر در شهر بابلسر 06/88% باسواد بوده‌اند ( سرشماری‌، چهل‌).
مآخذ: آمارنامة استان‌ مازندران‌ (1375ش‌)، سازمان‌ برنامه‌ و بودجة استان‌ مازندران‌، تهران‌، 1376ش‌؛ آمارنامة استان‌ مازندران‌ (1376ش‌)، سازمان‌ برنامه‌ و بودجة استان‌ مازندران‌، تهران‌، 1377ش‌؛ اعتمادالسلطنه‌، محمدحسن‌، مرآة البلدان‌، به‌ کوشش‌ عبدالحسین‌ نوایى‌ و هاشم‌ محدث‌، تهران‌، 1368ش‌؛ انتنر، م‌. ل‌.، روابط بازرگانى‌ روس‌ و ایران‌ (1828-1914م‌)، ترجمة احمد توکلى‌، تهران‌، 1369ش‌؛ برزگر، اردشیر، تاریخ‌ تبرستان‌ پس‌ از اسلام‌، تهران‌، 1334ش‌؛ پاپلى‌ یزدی‌، محمدحسین‌، فرهنگ‌ آبادیها و مکانهای‌ مذهبى‌ کشور، مشهد، 1367ش‌؛ جعفری‌، عباس‌، رودها و رودنامة ایران‌، تهران‌، 1376ش‌؛ رابینو، ه.ل‌.، سفرنامة مازندران‌ و استراباد، ترجمة غلامعلى‌ وحید مازندرانى‌، تهران‌، 1336ش‌؛ ستوده‌، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران‌، 1366ش‌؛ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسکن‌ (1375ش‌)، نتایج‌ تفصیلى‌، شهرستان‌ بابلسر، مرکز آمار ایران‌، تهران‌، 1376ش‌؛ سرنا، کارلا، سفرنامه‌، آدمها و آیینها در ایران‌، ترجمة على‌اصغر سعیدی‌، تهران‌، 1362ش‌؛ شیخ‌ على‌ گیلانى‌، تاریخ‌ مازندران‌، به‌ کوشش‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌، 1352ش‌؛ عزالدوله‌ - ملکونف‌، سفرنامة ایران‌ و روسیه‌، به‌ کوشش‌ محمد گلبن‌ و فرامرز طالبى‌، تهران‌، 1363ش‌؛ فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیهای‌ کشور (ساری‌)، سازمان‌ جغرافیایى‌ نیروهای‌ مسلح‌، تهران‌، 1370ش‌، ج‌ 28؛ فرهنگ‌ جغرافیایى‌ ایران‌ (آبادیها)، استان‌ دوم‌، دایرة جغرافیایى‌ ستاد ارتش‌، تهران‌، 1329ش‌؛ فریزر، جیمز بیلى‌، سفرنامه‌، ترجمة منوچهر امیری‌، تهران‌، 1364ش‌؛ کیهان‌، مسعود، جغرافیای‌ مفصل‌ ایران‌، تهران‌، 1311ش‌؛ گزارش‌ ایران‌ از یک‌ سیاح‌ روس‌، ترجمة سیدعبدالله‌، تهران‌، 1363ش‌؛ مرعشى‌، میرتیمور، تاریخ‌ خاندان‌ مرعشى‌ مازندران‌، به‌ کوشش‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌، 1356ش‌؛ مرگان‌، ژاک‌، ایران‌، مطالعات‌ جغرافیایى‌، ترجمة کاظم‌ ودیعى‌، تبریز، 1338ش‌؛ مکنزی‌، چارلز فرانسیس‌، سفرنامة شمال‌، ترجمة منصورة اتحادیه‌، تهران‌، 1359ش‌؛ منجم‌ یزدی‌، محمد، تاریخ‌ عباسى‌، به‌ کوشش‌ سیف‌الله‌ وحیدنیا، تهران‌، 1366ش‌؛ مهجوری‌، اسماعیل‌، تاریخ‌ مازندران‌، ساری‌، 1345ش‌؛ ناصرالدین‌ شاه‌، روزنامة سفر مازندران‌، تهران‌، 1356ش‌؛ نیز: . 3 BSE
مژگان‌ نظامى‌

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |

فریدون‌کنار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

شهرستان فریدونکنار یکی از شهرستانهای ساحلی استان مازندران است که بین بابلسر و محمودآباد قرار گرفته و از طرف جنوب ، به شهرستان آمل متصل است.

این شهرستان یکی از شهرهای مهم استان مازندران است که اولین بندر خصوصی کشور در آن ایجاد شد و 22 بهمن 1386، افتتاح شد. این شهرستان ، تنها مامن و میزبان درناهای سفید سیبری، از گونه های نادر این پرده در ایران میباشد.

برای اولین بار در خاورمیانه مرکز پرنده شناسی در تالاب بین المللی فریدونکنار احداث شد.

25روستای شهرستان فریدونکنار عبارتند از :

ازباران ، شیر محله ، مهلبان ، بزرگ بیشه محله ، نوایی محله ، بنه کنار ، کوچک بیشه محله ، بی نمد ، زاهد کلا، منقارپی ، جزین ، کلاگر سرا، فرزاد شهر ، اسبوکلا، حسین آباد ، اوکسر کریم کلا ، طوله سرا ، سوته ، فرم ، حیدرکلا، دریاکنار ، خزرشهر، اسلام آباد، ملاکلا، دریاسر.

کارگر محله، بخش مرکزی این شهرستان است.

شهرک دریاکنار و شهرک خزرشهر شمالی و خزرشهر جنوبی و شهرک فرزادشهر از شهرکهای بزرگ ، قدیمی ، زیبا و همچنین، توریستی شهرستان فریدونکنار محسوب می شوند.

فریدونکنار، در زمستان سال 1386 از سوی استاندار مازندران ، رسماً در اخبار استانی و ابلاغیه ی وزارت کشور، از بخش فریدونکنار به شهرستان فریدونکنار ارتقا یافت. مبنع: کد خبر : http://www.mazandaran.yjc.ir/Default_view.asp?NewsId=2879

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان نظرات () |